تبلیغات
شهر اس ام اس
شهر اس ام اس شماره ی ارسال اس ام اس 3723315-0935

داستان جدید و جالب

نویسنده :onkido
تاریخ:پنجشنبه 1 دی 1390-01:34 ب.ظ

2داستان جدید و جالب


 

شهین خانم و مهین خانم توی خیابون به هم رسیدن ،بعد از کلی احوالپرسی و چاق سلامتی

شهین خانم پرسید :راستی از دخترت چه خبر؟

دوسالی باید باشه که ازدواج کرده ، از زندگیش راضیه ؟ بچه دار شد؟

مهین خانم یه بادی به غبغب انداخت و گفت :

آره جونم ،این پسره ، شوهرش ، مثل پروانه دور سرش می چرخه ، اون سال اول عروسی که دایم مسافرت بودن ، همه جا رو رفتن دیدن ، عید اون سال هم رفتن اروپا برای من هم یه پالتوی خیلی قشنگ آورده بود ، تو کار های خونه هم نمی گذاره دست از سیاه به سفید بزنه ،وقتی هم که حامله بود دیگه هیچی ، اینقدر بهش می رسید حالا هم که بچه اشون به دنیا اومده تا پوشک بچه رو هم این عوض میکنه ، آره شکر خدا خوشبخت شد بچه ام .

شهین خانم گفت شکر خدا ، ببینم پسرت چیکار میکنه از زنش راضیه !؟

مهین خانم یه آهی کشید و یه پشت چشم اومد که ای خواهر نگو که دلم خونه ، پسر بد بختم هر چی در میاره همش خرج مسافرت این دختره میکنه ، انگار زمین خونه اشون میخ داره اون سال اول که اصلا توی خونه بند نبودن ،اصلا فکر نمیکرد که بابا این بدبخت خرج این همه سفر رو از کجا بیاره ، بعدش هم عیدیه رفتن دبی ،دختره برا ننه اش رفته بود یه پالتو خریده بود ۱۰۰ دلار، پسره شده حمال خونواده زنش، طفلک بچه ام توی خونه عین یه کلفت کار میکنه ،زنه دست از سیاه به سفید نمی زنه ، حامله که شده بود این پسره دیگه رسما شده بود زن خونه،بعد هم که زایمان کرد حتی پوشک بچه اش رو میده این پسر بد بخت عوض میکنه ،
آره خواهر طفلکم بدبخت شد !

داستان آموزنده (واکنش قورباغه ای)

اگر یک قورباغه تیزهوش وشاد را بردارید وداخل یک  ظرف  آب جوش بیندازید قورباغه چه کار می کند؟
بیرون می پرد!درواقع قورباغه فورا به این نتیجه می رسد که لذتی در کار نیست وباید برود!

حالا اگر همین قورباغه یا یکی از فامیلهایش را بردارید وداخل یک ظرف آب سرد بیندازید وبعد ظرف را روی اجاق بگذارید وبتدریج به آن حرارت بدهید قورباغه چه کار می کند؟
استراحت میکند…چند دقیقه بعد به خودش می گوید:ظاهرا آب گرم شده است وتا چشم به هم بزنید یک قورباغه آب پز آماده است.

نتیجه اخلاقی داستان!

زندگی به تدریج اتفاق می افتد.ماهم می توانیم مثل قورباغه داستانمان ابلهی کنیم وبه گرمای تدریجی آب عادت کنیم و وقت را از دست بدهیم وناگهان ببینیم که کار از کار گذشته است .همه ما باید نسبت به جریانات زندگی مان آگاه وبیدار باشیم.

سوال؟
اگر فردا صبح از خواب بیدار شوید وببینید که بیست کیلو چاق شده اید نگران نمی شوید؟
البته که می شوید!سراسیمه به بیمارستان تلفن می زنید :الو ،اورژانس ،کمک،کمک ،من چاق شده ام !
اما اگر همین اتفاق به تدریج رخ بدهد، یک کیلو این ماه،یک کیلو ماه آینده و…آیا بازهم همین عکس العمل را نشان می دهید؟نه!با بی خیالی از کنارش می گذرید.
برای کسانی که  ورشکسته می شوند ،اضافه  وزن  می آورند یا طلاق  میگیرند  یا آخر ترم  مشروط  می شوند! این حوادث دفعتا اتفاق نمی افتد یک ذره امروز،یک ذره فردا وسر انجام یک روز هم انفجار و سپس می پرسیم :چرا این اتفاق افتاد؟
زندگی ماهیت انبار شوندگی دارد.هر اتفاقی به اتفاق دیگر افزوده می شود، مثل قطره های آب که صخره های سنگی را می فرساید.

اصل قورباغه ای به ما هشدار می دهد که مراقب شرایطی که به آن عادت می کنید باشید!ما باید هر روز این پرسش را برای خود مطرح کنیم :به کجا دارم می روم؟آیا من سالمتر، مناسبتر، شادتر و از سال گذشته ام هستم؟ واگر پاسخ منفی است بی درنگ باید در کارهای خود تجدید نظر کنیم.

برگرفته از کتاب ارزشمند آخرین راز شاد زیستن
نوشته آندره متیوس




جوک و اس ام اس خنده دار جدید

نویسنده :onkido
تاریخ:سه شنبه 22 شهریور 1390-10:27 ق.ظ

خدا معجزه کرد، آدمو آفرید

توهم بیا یه معجزه کن ، آدم بمون !

.

.

.


تفکر عمیق حبف نون :

در عجبم از نخود و لوبیا با این جثه‌ی ریز، که چه بادهای عظیمی در خود نهفته‌ دارند !

.

.

.


خسیسه ! کرم معده میگیره

کرم تو معده خسیسه زخم معده میگیره !

.

.

.


امشب که محتاج تو ام جایه تو …..

یکی دیگه رو اوردم داره ماهوارمو نصب می کنه ، دیگه نمی خواد بیای !

.

.

.

اس ام اس سرکاری

به سلامتی اولین زن شوهرداری که عاشقش شدم !

…………
مادرم را عرض کردم !

.

.

.


دلم خواست چیست؟

قطعی ترین ومنطقی ترین دلیل برای کاری که درآن ری*ده اید !

.

.

.


اس ام اس یک پسر ایرانی:

عزیزم ، خوبی ؟!

دلم واست تنگ شده

همش دارم به تو فک میکنم گفتم یه اس بهت بدم ببینم در چه حالی!

 Send to»»» سپیده ، روشنک ، آناهیتا ، سمانه ، آتنا ، مریم , بتول !

.

.


اگر دو نفر لبه پرتگاهی باشند کدومشون رو نجات میدی !؟

اونی که خیلی دوستش داری ؟

یا اونی که خیلی دوست داره ؟

.

.

.


به غضنفر میگن : تو منی من توام ، حالا تو کدومی ؟

میگه : خاک بر سرتون گمم کردین !

.

.

.


در دنیا فحشهایی وجود دارند که بار عاطفی شان از صدتا کلام عاشقانه بیشتر است

مثل : دیووونه !

دوستت دارم دیوونه !

.

.

.

مغزه عضنفر رو میشکافن ببینن توش چیه

میبینن حیف نون نشسته داره فکر میکنه !

.

.

.

کاش اون قدرت جاذبه ای که بالش اول صبح داره ، بالش آخر شبم داشت !

.

.

.

بهترین اس ام اس های خنده دار

فقط یه بار بهت میگم دوستت دارم

چون خوب نیست آدم زیاد دروغ بگه !

.

.

.

تو که چشمات

لنزِ

دماغتم که عمل کردی…

نصف وزنتم لوازم آرایشِ … !

نه بابا تو خودتم خودت و قبول نداشتی !

.

.

.

جوک

میدونی چیه ؟

اونقدری که واسه تو مایه گذاشتم ، اگه به دسته بیل آب میدادم تا حالا میوه داده بود !

.

.

.

به غضنفر میگن بابات مرده میگه نه بابا اصلا امکان نداره

میگن والله مرده , میگه آخه تا حالا اصلا سابقه نداشته !

.

.

.

اس ام اس ضد حال

مردی در ۷۰ سالگی ۷۰۰ میلیون بهش رسید

او با پولش ۷۰۰ دستشویی ساخت

گفتند : چرا این کارو کردی..!؟

گفت : پولی که تو این سن به ادم میرسه باید توش ری*د..!

.

.

.

یک روز مردی با عجله پیش دکتر میره و می گه:

سلام دکتر! زود بیا، آپاندیس زنم درد گرفته

دکتر میگه: من که یک هفته پیش آپاندیس زنتون رو عمل کردم،

مگر می شود یک زن دو تا آپاندیس داشته باشه؟

آن شخص می گه: نه، ولی یک مرد که می تواند دو تا زن داشته باشد!

.

.

.

به غضنفر میگن بابات چند سالشه ؟ میگه نمیدونم خیلی وقته داریمش!

.

.

.

مغز انسان پر کارترین جای بدنه

اون همه ۲۴ ساعت روز و همه ۳۶۵ روز سال و کار میکنه

کار اون از لحظه تولد آغاز میشه و فقط وقتی متوقف میشه

که ما وارد سالن امتحانات میشیم!!!

.

.

.

فکرشو بکن اگخ بابات میتونست فکرتو بخونه

اون موقع  هر ۵ دقیقه یه چک آبدار میخوردی !

.

.

.

جوک کوتاه

یارو  تو توالت میمیره ، روحش تو هواکش گیر میکنه !

.

.

.

نگاه کردن به دختر نامحرم اصلا جایز نیست

مگر اینکه
لامصب خیلی خوشگل باشه !




اس ام اس عاشقانه اخر خرداد

نویسنده :onkido
تاریخ:شنبه 21 خرداد 1390-07:56 ب.ظ

دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت

کِی شود پیش قدمهای تو اسفند شوم . . .

.

.

.

عجب دوره زمونه ای شده که به خاطر حفظ رفاقتت

باید خیلی از حرفارو توی دلت نگه داری

تا حداقل کسی رو داشته باشی که بهش بگی رفیق

مگه نه رفیق … !؟

.

.

.

این ساحل خسته را تو پیدا کردی

این موج نشسته را تو برپا کردی

من خامُش و خسته خفته بودم ای عشق

مرداب دل مرا تو دریا کردی . . .

.

.

.

گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم

حالا یک بار از شهر می رویم …

یک بار از دیار …

یک بار از یاد…

یک بار از دل …

و یک بار از دست …

.

.

.

فرقـی نمـی کند

بگویم و بدانـی …!

یا …

نگویم و بدانـی..!

فاصله دورت نمی کند …!!!

در خوب ترین جای جهان جا داری …!

جایـی که دست هیچ کسی به تو نمـی رسد.:

دلــــــــــــــم…..!!!

.

.

.

باید ببینمت !

چرا که روی نوار قلبی ام

پیوسته نام تو بود

و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام

تو را تجویز کرده است . . .

.

.

.

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم

تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی

من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم . . .

.

.

.

هنوز هم دلم تنگ می شود

برای محض حرف زدنت

و برای تکیه کلامهایت

که نمی دانستی

فقط کلام تو نبود

من هم به آنها

تکیه داده بودم . . .

.

.

.

اولم خنده، ز بی‌دردی بود

آخرم، گریه ز بی‌درمانی . . .

.

.

.

در سایه دلشکستگی پیر شدم

غم خوردم و با غمت نمک گیر شدم

تا امدم اشنای قلبت باشم

گفتی که من از غریبه ها سیر شدم . . .

.

.

.

یک سمت تویی و عشق: مرگی ساده

یک سمت جهان به قتل من آماده!

می ترسم! مثل بچّه گنجشکی که

در دست دو بچّه ی شرور افتاده . . .

.

.

.

دیگر نه دلم شوق تماشا دارد

نه پنجره ای به سمت فردا دارد

تنهایی دیگری برو پیدا کن

این غار برای یک نفر جا دارد . . .

.

.

.

صرف فعل “دوست داشتن” بسیار سخت است:

گذشته اش که به هیچ وجه ساده نیست

حالش کاملاً اخباری ست

آینده اش هم شرطی . . .

.

.

.

غربت آن نیست که تنها باشی ، فارغ از فتنه ی فردا باشی

غربت آن است که چون قطره ی آب ، در پی دریا باشی

غربت آن است که مثل من و دل ، در میان همه کس یکه و تنها باشی . . .



داستان زیبای “نهار با خدا”

نویسنده :onkido
تاریخ:شنبه 21 خرداد 1390-12:41 ب.ظ



یک بچه ی کوچیک می خواست خدا رو ببینه.

اون میدونست که برای دیدن خدا راه درازی در پیش داره.

لوازمش رو برداشت و سفرش رو شروع کرد.

کمی که رفت ,با پیرزنی روبرو شد.پیرزن توی پارک نشسته بود

و به چند تا کبوتر زل زده بود.پسر کنار او نشست و کوله پشتیش رو باز کرد.

تازه می خواست جرعه ای از نوشیدنی ش رو بنوشه که احساس کرد پیرزن گرسنه س.

پسرک به اون تعارف کرد.

پیرزن با تشکر زیاد , قبول کرد و لبخندی زد.

لبخند او برای پسرک آن قدر زیبا بود که هوس کرد دوباره آن را ببیند

پس دوباره تعارف کرد و دوباره پیرزن به او لبخند زد. پسرک بسیار خوشحال بود.

آنها تمام بعدازظهر را به خوردن و تبسم گذراندند , بدون گفتن حرفی.

با تاریک شدن هوا پسرک احساس خسته گی کرد , بلند شد و آماده ی رفتن شد.

چند قدم که برداشت دوباره به سوی پیرزن دوید

و او را در آغوش گرفت و پیرزن هم لبخند بسیار بزرگی زد.

هنگامی که پسر به خانه اش برگشت , مادرش از چهره ی شاد او متعجب شد.


پرسید:” چی شده پسرم که این قدر خوشحالی؟ پسر جواب داد: من با خدا نهار خوردم.

و قبل از واکنش مادرش اضافه کرد:

“می دونی مادر, اون قشنگترین لبخندی رو داشت که من تا حالا دیده ام.”

و اما پیرزن نیز با قلبی شادمان به خانه اش بازگشت.

پسرش با دیدن چهره ی بشاش او پرسید:”مادر , چی تو رو امروز این جور خوشحال کرده؟”

و اون جواب داد:” من امروز با خدا غذا خوردم.”

و ادامه داد:”اون از اون چیزی که انتظار داشتم جوان تر بود.”

ما نمی دانیم خدا چه شکلی است.

مردم به خاطر دلیلی به زندگی ما وارد می شوند؛بله یک دلیل.

پس چشمان وقلبهای تان را باز کنید. ممکن است هر جا با خدا روبرو شوید.


نوع مطلب : داستان طنز 

تفاوت کودکی با بزرگی ما شهر اس ام اس

نویسنده :onkido
تاریخ:شنبه 21 خرداد 1390-12:37 ب.ظ

کاش دلهامو به بزرگی بچگی بود

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را

از نگاهش می توان خواند

کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم

کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود

کاش قلبها در چهره بود

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم

سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست

سکوتی را که یک نفر بفهمد بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نفهمد

سکوتی که سرشار از ناگفته هاست

ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد

سکوتی که یک نفر در این دنیا هست که آنرا می فهمد

یک نفری که برات یه دنیا ارزش داره و بدون اینکه در کنارت باشه سکوتت رو می فهمه


یک نفر که ……

دنیا را ببین…

بچه بودیم از آسمان باران می آمد

بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!!

بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن

بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه

بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم

بزرگ شدیم تو خلوت

بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست

بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه

بچه بودیم اگه دلمون می شکست با یه آبنبات دلمونو بدست می آوردن

بزرگ که شدیم وقتی دلمون رو شکستن با هیچ چیز دیگه نمیشه

درستش کرد فقط جای شکستگیش روی دل میمونه با هیچ آبنباتی درست نمیشه

بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم

بزرگ که شدیم بعضیها رو هیچی بعضیهارو کم و بعضیها رو بی نهایت دوست داریم

بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن

بزرگ که شدیم قضاوتهای درستو غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه

کاش هنوزم همه رو به اندازه همون۱۰ تای بچگی دوست داشتیم

بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت

بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم

بچه که بودیم حتی فکر شکستن دل کسی رو هم نمیکردیم

بزرگ که شدیم خیلی راحت دلها رو میشکنیم از کنارش رد میشیم

بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم

بزرگ مه شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه

بچه که بودیم انسانها رو به خاطر انسان بودنشون میخواستیم ونه پول و…

بزرگ شدیم به همه چیز نگاه میکنیم بجز انسان بودن

بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود

بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه

بچه که بودیم آرزمون بزرگ شدن بود

بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم

بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم

بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی

بچه بودیم دل درد ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند

بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم …هیچ کس نمی فهمد

بچه که بودیم دوستیامون تا نداشت

بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره

بچه که بودیم بچه بودیم

بزرگ که شدیم ، بزرگ که نشدیم هیچ ، دیگه همون بچه هم نیستیم

پس می بینیم که چه دنیایی دارن بچه ها و چقدر دنیایی دارن بزرگ ترها

پس ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم و همیشه بچه بودیم

کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم

اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم . . .



دلایل مستند برای خودکشی خفیف!

نویسنده :onkido
تاریخ:جمعه 20 خرداد 1390-06:22 ب.ظ

همین امروز تو راه مغازه بودم ، سرایدار مدرسه ۲تا سطل آشغال آورده

دقیقا (بغل)! سطل آشغال به اون بزرگی خالی کرد !

(سطل آشغال وسیله ایست برای ریختن زباله در اطراف آن) !

————-

طرف CASE کامپیوتر رو آورده میگه بیزحمت ویندوزش رو عوض کنین !

حالا آماده شده ، اومده میگه اونایی رو که عوض کردین رو بدین ببرم !

————

سایت دانلود و خبری درست کرده واسه خودش

میری میبینی بیشترین مطالبش مربوط به اس ام اس هستش !

(همشم کپی !)

————

ایرانسل اس ام اس داده

مشترک گرامی با شارژ ۲۳۴۵۳۲۲ ریال

دیگر برنده ۱۵۰۰۰ ریال اعتبار داخل شبکه شوید !

(به جان خودم اومده واسم )

————

به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم

برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی !؟

————

آخر نفهمیدیم کارت شارژی که ۵۲۰۰ میخریم و ۴۹۰۰ شارژ میکنه

چرا بهش میگن پنج تومنی !؟

————

شماره گذاشتیم تو سایت نوشتیم “اس ام اس بفرست”

طرف اس ام اس میفرسته با متن ” SMS ” !!!

————

طرف زنگ زده به موبایلم میگه ببخشید منزل آقای کریمی !؟

گفتم نه اینجا اداره ست !

————

پسر دائیم ماشین خریده به جا اینکه شیرینی بده اومدن خونه ما

قبلشم به مامانم گفته زنگ بزن بقیه رو دعوت کن من روم نمیشه !

(ایشون بزودی پدر میشن ، مبارک باشه !)

(امیدوارم این مطلبو نخونه ! حیثیتش رو بردم !)

————

شما هم حتما تاحالا به این نتیجه رسیدید که

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما ۵-۶ بار زنگ میخوره !


————

هر روز تو دانشگاه میبینیم ۱۰۰ تا دختر مدرسه ای رو به صف کردن،

معلمشونم جلو ، آوردن بازدید از دانشگاه

مگه باغ وحشه اینا رو هر روز میارین بازدید !

————-

یارو وسط دانشگاه دستش تو دماغشه

۱ ساعت بهش زل زدم بلکه خجالت بکشه

برگشته به من میگه آقا مزاحم نشو کار دارم !

————-

قسمت علایق پروفایل ، یکی جلوش نوشته بود

“باز و بسته کردن در یخچال !! “

————-

اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم !

————-

یارو رو آوردن تو تلویزیون، زیر اسمش نوشته:

“کارشناس مسائل یمن”

من موندم این بنده خدا تو این ۴۰ سال از چه راهی نون در میآورده !؟

————-

پارسال همت مضاعف رو فقط عزرائیل فهمید

امسال هم جهاد اقتصادی رو فقط ربع سکه !

————-

قبلاً برق میرفت بابامون فحش رو میکشید به اداره برق

الان برق میره خوشحال هم میشه !

————-

خانومه ناراحت توی تاکسی:

به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم !

————-

فدراسیون فوتبال فقط تو ۶ ماه، نیم میلیارد تومن

از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته !

یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر !

————-

طرف رفته خواستگاری، دختره بهش گفته شهید مورد علاقه شما کیه !؟

————-

واسه دوست دخترت شارژ می فرستی، بعد میگه تو بزنگ !

————-

واسه داداشمون رفتیم خواستگاری

ننه جون طرف در اومده میگه ۲۰۱۲ تا سکه مهریه به نیت المپیک لندن !

————-

میگه به خدا راست میگم. طرف میگه نه، اگه راست میگی بگو به جون مامانم !

————-

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون !

————-

ایران که هستیم توی سوپرمارکت دنبال جنس خارجی میگردیم

بعد خارج که میریم میافتیم دنبال جنس ایرانی !

————-

سریال ستایش زنه به شوهرش میگه:

باردارم! شوهره بجای اینکه بغلش کنه میره بیرون،

رو به بقاله داد میزنه هووووراااا

————-

طرف سوار اسب شده، عکسشو گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم !

————-

تبلیغ پارک آبی نشون میدن یارو با شلوار لی

و پیراهن مردونه سر میخوره رو سرسره های پارک آبی !

————-

رفتم سوپرمارکت میگم آقا کرم کارامل دارین؟ میگه کرم فقط ساویز داریم !

————-

غار علیصدر به قندیلاش معروفه، اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری

میبرن با خودشون! یکی نیست بگه آخه با اون قندیل میخای چیکار کنی؟!!

————-

میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول بر میداری، بار دوم کارتو میذاری، رمز رو

اشتباه میزنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدیها !

————-

رفیقمون نشسته یه میزگرد به زبون آلمانی میبینه، میگم مگه میفهمی چی میگن؟ میگه

قیافه هاشونو که میبینم میفهمم در مورد چی حرف میزنن !

————-

سربازه اومده مقابل دبیرستان دخترونه کشیک بده مزاحمت ایجاد نشه، خودش چشمک

میزنه به ملت! خدا هم که فقط نشسته با ابی چای مینوشه !

————-
رفتیم باغمون، دیدم جا نیست برای خودمون که بشینیم!

————-

خبرنگار رفته تو یه روستا سوال میکنه با یارانه تون چیکار کردین؟ مرده میگه: قبض هامونو

پرداخت کردیم، چندتا قسط دادیم، شهریه دانشگاه دخترمو دادیم، یه تراکتور هم خریدیم!

تازه یه مقداری هم پس انداز کردیم !

————-

پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم، همسایمون زنگ زده میگه پسوردتو عوض کردی؟

میگم نه! میگه آخه قبلاً شماره موبایلت بود، الان هرچی میزنم کانکت نمیشم !

————-

رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده گفت:

یه دوبار بپوشی جا باز می‌کنه! دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود.

فروشنده گفت: چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه !

————-

میری آدامس اوربیت بخری ، بقاله به جای بقیه پول، بهت آدامس شیک میده !

————-

یه تی شرت خریدم کلی مارک نایک روشه بعد رو یقه‌ش نوشته تولیدی برادران عباس‌پور !


نوع مطلب : داستان طنز 

داستان زیبای “قدرت لبخند”

نویسنده :onkido
تاریخ:جمعه 20 خرداد 1390-06:14 ب.ظ

در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود.

هیچکس نمی دانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد.

او دارای صورتی زشت و کریه المنظر بود.

شاید به خاطر همین خصوصیت هیچکس به سراغش نمی آمد

و از او وحشت داشتند ، کودکان از او دوری می جستند

و مردم از او کناره گیری می کردند.

قیافه ی زننده و زشت پیرمرد مانع از این بود که کسی او را دوست داشته باشد

و بتواند ساعتی او را تحمل نماید. علاوه بر این ، زشتی صورت پیرمرد باعث تغییر

اخلاق او نیز شده بود.او که همه را گریزان از خود می دید دچار نوعی ناراحتی روحی شد

که می توان آن را به مالیخولیا تشبیه نمود همانطور که دیگران از او می گریختند

او هم طاقت معاشرت با دیگران را نداشت

و با آنها پرخاشگری می نمود و مردم را از خود دور می کرد.


سالها این وضع ادامه یافت تا اینکه یک روز همسایگان جدیدی در نزدیکی پیرمرد سکنی گزیدند آنها خانواده ی خوشبختی بودند که دختر جوان و زیبایی داشتند.یک روز دخترک که از ماجرای پیرمرد آگاهی نداشت از کنار خانه ی او گذشت اتفاقا همزمان با عبور او از کنار خانه ، پیرمرد هم بیرون آمد و دیدگان دخترک با وی برخورد نمود. اما ناگهان اتفاق تازه ای رخ داد پیرمرد با کمال تعجب مشاهده کرد که دخترک بر خلاف سایر مردم با دیدن صورت او احساس انزجار نکرد و به جای اینکه متنفر شده و از آنجا بگریزد به او لبخند زد.



لبخند زیبای دخترک همچون گلی بر روی زشت پیرمرد نشست.آن دو بدون اینکه کلمه ای با هم سخن بگویند به دنبال کار خویش رفتند.همین لبخند دخترک در روحیه ی پیرمرد تاثیر بسزایی داشت . او هر روز انتظار دیدن او و لبخند زیبایش را می کشید.دخترک هر بار که پیرمرد را می دید ، شدت علاقه ی وی را به خویش در می یافت و با حرکات کودکانه ی خود سعی در جلب محبت او داشت.



چند ماهی این ماجرا ادامه داشت تا اینکه دخترک دیگر پیرمرد را ندید. یک روز پستچی نامه ای به منزل آنها آورد و پدر دخترک نامه را دریافت کرد. وصیت نامه ی پیرمرد همسایه بود که همه ی ثروتش را به دختر او بخشیده بود.



دانستنیهای جدید خرداد ماه 90

نویسنده :onkido
تاریخ:جمعه 20 خرداد 1390-06:13 ب.ظ

آیا میدانید: مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند.

آیا میدانید: بیشترین میزان تولد در جهان برای ماه آگوست است؟

آیا میدانید: اکثر ماتیک ها حاوی پولک ماهی است؟

آیا میدانید: خرس ۴۲ دندان دارد؟

آیا میدانید: لیمو حاوی قند بیشتری از توت فرنگی است؟

آیا میدانید: خرگوش ها شیرین بیان دوست دارند؟

آیا میدانید: که الفبای زبان هاوایی فقط ۱۲ حرف دارد؟

آیا میدانید: نعره یک نوع شیر تا ۳ کیلومتری شنیده میشود

آیا میدانید: سریع ترین جت دنیا دارای سرعت ۳۶۰۰ کیلو متر است

آیا میدانید: طول همه ریشه های یک نیشکر ۲۰ کیلومتر است


آیا میدانید: فاصله سطح کره زمـیـن تـا مـرکز آن حدود ۶۳۷۰ کیلومتر است

آیا میدانید: اغلب ماتیکها حاوی فلسهای ماهی میباشند

آیا میدانید: خطر ابتلا به آنفلوانزای مرغی ۱ بر ۱۰۰ میلیون میباشد

آیا میدانید: که دروان حاملگی کرگدن نیز به ۴۹۰ روز است

آیا میدانید: ۹۰%مردم در نیمکره شمالی زندگی میکنند

آیا میدانید: درخت خرما نر هرگز بار نمی آورد

آیا میدانید: انجیر خشک کرده ۶ برابر انجیر تازه مقوی تر است

آیا میدانید: در جهان فقط ۷ هزار ببر وجود دارد

آیا میدانید: بدن انسان ۵۰ هزار کیلومتر رشته عصبی دارد

آیا میدانید: ۱۳۰۰ تا از کره زمین در سیاره مشتری جای میگیرد

آیا میدانید: در هر قطره آب ۳۳ میلیارد الکترون وجود دارد

آیا میدانید: مرغ با شنیدن موسیقی بزرگترین تخم را میگذارد

آیا میدانید: قدیمترین بنا در شمال توکیو است ۵۰ هزار سال قدمت دارد

آیا میدانید: پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند.

آیا میدانید: الفبای مردم هاوایی ۱۲ حرف دارد.

آیا میدانید: مورچه ها نمیخوابد.

آیا میدانید: اسکندر و ژولیوس سزار صرع داشتند

آیا میدانید: کوکا کولا در اصل سبز رنگ است

آیا میدانید: خوک‌ها به دلیل فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند

آیا میدانید: قدمت خالکوبی به بیش از ۵۰۰۰ سال میرسد

آیا میدانید: اغلب مارها دارای ۶ ردیف دندان میباشند

آیا میدانید: ۸۰٪ موجودات دنیا را حشرات تشکیل داده اند

آیا میدانید: مروارید درون سرکه ذوب میگردد

آیا میدانید: اسکنر ۴۸ سال پیش اختراع شده است

                      شهر اس ام اس 



نوع مطلب : دانستنیها  داستان طنز 



  • تعداد صفحات :29
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...